سلام . میخواستم از ۲۸ مرداد بنویسم . چند تا کار پی در پی مانع شد . عارفی ( فکر کنم ابو سعید ابی الخیر ) به مسجدی دعوت شده بود برای سخنرانی . مردم بی شماری به مسجد آمده بودند . خود شیخ دم در مسجد مانده بود . یکی از جمعیت حاضر فریاد زد خدا پدر و مادر کسی را بیامرزد که قدمی پیش رود . شیخ عزم برگشت کرد گفتند مردم منتظر سخن تو اند . گفت : سخن همان بود که وی گفت !
حکایت کودتای سیاه ۲۸ مرداد هم از جنس همین مطالب است !
اما مطلبی که خواندم و جالب دیدمش برای این وانفسای دینداری و انسانیت :
راهبی در نزديکی معبد زندگی می کرد. در خانه رو به رويش، يک روسپی اقامت داشت. راهب که می ديد مردان زيادی به آن خانه رفت و آمد دارند، تصميم گرفت با او صحبت کند.
زن را سرزنش کرد: "تو بسيار گناهکاری. روز و شب به خدا بیاحترامی می کنی. چرا دست از اين کار نمیكشي؟ چرا کمی به زندگی بعد از مرگت فکر نمی کنی؟"
زن به شدّت از گفته های راهب شرمنده شد و از صميم قلب به درگاه خدا دعا کرد و بخشايش خواست. همچنين از خدای قادر متعال خواست که راه تازه اي برای امرار معاش به او نشان دهد.
امّا راه ديگری برای امرار معاش پيدا نکرد. بعد از يک هفته گرسنگی دوباره به روسپيگری پرداخت.
امّا هر بار که بدن خود را به بيگانه اي تسليم می کرد، از درگاه خدا آمرزش می خواست.
راهب که از بی اعتنايی زن نسبت به اندرز او خشمگين شده بود، فکر کرد: "از حالا تا روز مرگ اين گناهکار می شمرم که چند مرد وارد آن خانه شده اند."
و از آن روز کار ديگری نکرد جز اينکه زندگی آن روسپی را زير نظر بگيرد. هر مردی که وارد خانه او میشد، راهب هم ريگی بر ريگ های ديگر می گذاشت.
مدّتی گذشت. راهب دوباره روسپی را صدا زد و گفت: "اين کوه سنگ را می بينی؟ هر کدام از اين سنگها نماينده يکی از گناهان کبيرهايست که انجام دادهاي، آن هم بعد از هشدار من. دوباره می گويم: مراقب اعمالت باش!"
زن به لرزه افتاد. فهميد گناهانش چقدر انباشته شده است. به خانه برگشت، اشک پشيمانی ريخت و دعا کرد: "پروردگارا ! کی رحمت تو مرا از اين زندگی مشقّت بار آزاد می کند؟"
خداوند دعايش را پذيرفت. همان روز، فرشته مرگ ظاهر شد و جان او را گرفت. فرشته مرگ به دستور خدا، از خيابان عبور کرد و جان راهب را هم گرفت و با خود برد.
روح روسپی بی درنگ به بهشت رفت، امّا شياطين، روح راهب را به دوزخ بردند. در راه راهب ديد که چه بر روسپی گذشته است و شکوه کرد: "خدايا ! اين عدالت است ؟ من که تمام زندگی ام را در فقر و اخلاص گذراندهام، به دوزخ می روم و آن روسپی که فقط گناه کرده، به بهشت می رود !"
يکی از فرشته ها پاسخ داد: "تصميمات خداوند همواره عادلانه است. تو فکر می کردی که عشق خدا يعنی فضولی در رفتار ديگران. هنگامی که تو قلبت را سرشار از گناه فضولی می کردی، اين زن روز و شب دعا می کرد
.روح او، پس از گريستن، چنان سبک می شد که می توانستيم او را تا بهشت بالا ببريم. امّا آن ريگ ها چنان روح تو را سنگين کرده بودند که نتوانستيم تو را بالا ببريم."
از کتاب: "پدران، فرزندان، نوه ها"
(پائولو کوئليو
مطلب دیگر اینکه در روزهای دوشنبه و سه شنبه کلاسی داشتم و با دوستانی آشنا شدم . منابع فوق میخواستند که ارجاع میدهم به لینک دکتر شکر خواه که در سمت راست مطالب من نامش آمده است .
تاریخ: 06/22/2007 باران سنگ كه آغاز شود
پيش از آنكه از من
كوه سنگي بسازد
از دل تو صخره اي ساخته است
***
گيرم كه من گناهكار
گيرم كه من خائن
گيرم كه من در خور مجازات
اي تو كه از دلت سنگ مي سازي و پرتاب مي كني
تو آيا با عصمت مريم
شبها به خواب مي روي؟
آسيه اميني
دولت لايحه حق مرد برای ازدواج مجدد و چند زنه شدن مردان را به مجلس برد. بموجب اين لايحه که زير پوشش "حمايت از خانواده" به مجلس برده شده، هر مردی که دادگاه تشخص بدهد از نظر مالی توان گرفتن زن ديگری دارد، اجازه ازدواج مجدد برای او صادر می شود.
مهرانگيز مروتی نماينده مجلس هفتم و عضو فراکسيون اقليت دراين رابطه گفت: اين لايحه يک فاجعه است چرا که ازدواج مجدد مردان را منوط به کسب اجازه از دادگاه کرده و تنها تمکن مالی شرط اصلی است. حتی اگر زن اول بی خبر باشد.
برخی از نمايندگان زن مجلس با اعضای کميسيون قضايی صحبت کردهاند تا دولت اين لايحه را پس بگيرد و مجلس لايحه را به دولت برگرداند.
اين لايحه وحشتناک را دولت در شرايطی به مجلس آورده که شاهد اين همه ظلم نسبت به زنان هستيم و ما خواهان لغو قوانين تبعيضآميز هستيم.
فراکسيون زنان مجلس، چندی پيش با رئيس قوه قضائيه ديدار کرده و از تاخير دولت در تقديم لايحه حمايت از خانواده انتقاد کردند. حال که دولت اين لايحه را با تاخير به مجلس داده، میبينيم چه موارد فاجعهآميزی برای حمايت از خانواده در آن قيد شده است.
چرا پخش تصاویر خشونت بار و فیلم کشتن افراد زشت و کریه نیست ولی پخش صحنه ای که دو نفر بخاطر محبت و دوست داشتن همدیگر را می بوسند یا به آغوش می کشند مستهجن است و بد آموزی دارد؟ اگر کودکان و بزرگسالان دوست داشتن را یاد بگیرند بهتر است یا خشونت و قتل؟ چرا دیدن تصاویر زد و خورد در فیلم ها که هر روز هم تقریبا پخش می شود باعث انحراف نمی شود ولی دیدن بوسیدن و در آغوش کشیدن (به شرط ابراز محبت) موجب انحراف است؟ آیا همانگونه که بچه هایمان را به صحنه اعدام می بریم که عبرت بگیرند؛ به جایی که عشق را هم یاد بگیرند می بریم؟ به نظر من خوبی و بدی به آموزش ما بستگی دارد. بستگی دارد که به ما یاد بدهند که چه چیز خوب است و چه چیز بد. نظر شما چیست؟